فراز و فرود القاعده در سیاست خارجی آمریکا
18 بازدید
محل نشر: مجموعه مقالات کنگره جهانی جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام، 1393،
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
شکل گیری جریان موسوم به القاعده ریشه درجهاد افغانستان دارد. در چگونگی رابطه ایالات متحده با پیکار جویان القاعده، وقایع و رویداد های کلان سیاسی به عنوان عامل تعیین کننده و راهبردی عمل نموده است. سه رویداد کلان در عرصه بین المللی که عبارتند از اشغال افغانستان، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ظهوره پدیده بیداری اسلامی، استراتژی غرب را در تعامل و تقابل با این گروه سازمان داده است. آمریکا نسبت به القاعده از سه راهبرد کلان در سه مقطع زمانی استفاده نموده است. راهبرد تعامل و حمایت از جنگجویان سلفی عرب که در مقابله با اشغال افغانستان از سوی اتحاد جماهیر شوروی، قرار می گرفت. در این راهبرد آمریکا تلاش نمود باهمکاری کشورهای منطقه، منازعه قدرت در افغانستان را پیش ببرد. مصر، عربستان وپاکستان به عنوان متحدان اصلی آمریکا دراین جنگ در مقابل شوری قرارگرفت و جوانان زیادی ازاین کشورها وسایرکشورهای اسلامی به جهاد فرا خوانده شدند. راهبرد تقابل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت و هدف از آن غیریت سازی از سوی ایالات متحده بود که به جای اتحاد جماهیر شوروی دشمن جدیدی را معرفی می نمود. تقابل ایالات متحده با القاعده در این زمان بیشتر ماهیت رسانه ای داشت و می کوشید القاعده را به عنوان یک گروه رادیکال فرورفته در انحطاط و تمابلات ضد بشری معرفی نماید. راهبرد سوم راهبرد تعامل و تقابل است که پس از شکل گیری جریان بیداری اسلامی بوجود آمد. تقابل در افغانستان و تعامل در خاورمیانه که هردو ماهیت ژئوپولتیکی دارند. مکانیسم تکفیر در برهه نخست ماهیت ضد روسی داشت در برهه ای دوم ضدغربی و در برهه ای سوم ماهیت ضد شیعی و ضد سلفی دارد. به این ترتیب آمریکا ابتدادرقالب همکاری، سپس در چارچوب تعارض و سر انجام ترکیب آندو در دو منطقه ژئو استراتژیک، با این گروه بازی کرد تا هژمونی خود را در منطقه حفظ نماید.
آدرس اینترنتی